پایگاه اینترنتی فانکیوسکآب دهانش با هر واژه‌ای که بیرون می‌آید، نقطه نقطه می‌شود، می‌خورد به سروصورت و روسری و عینک آفتابی‌ام: «بابای من آب‌فروش بود، همین جا، همین محله، با گاری اسبی آب می‌خرید و می‌برد دم خانه مردم، منم

بروز شده : دوشنبه 24 مرداد 1401
لینک دوستان